شهروندان گرامی؛توسعه و آبادانی هر شهری حمایت شهروندان آن شهر را می طلبد ،امیدواریم با پرداخت به موقع عوارض ما را برای رسیدن به این هدف یاری نمایید...

گویش مجنی

    ضرب و مثل مجنی

    عنوان ضرب المثل: چُغول اَمساله چُغول پارساله رِ یاد هَندِنه

    ترجمه عبارت: گنجشک امسال متولد شده می خواهد گنجشک پارسال متولد شده را یاد بدهد.

    کاربرد: یعنی کسی که تجربه زیادی ندارد می خواهد یک فرد باتجربه را درس بدهد. این ضرب المثل در جایی به کار می رود که فرد تازه کاری فکر می کند بهتر بلد است و می خواهد کسی را که صاحب تجربه و بزرگتر است چیزی یاد بدهد یا بگوید

    عنوان ضرب المثل : زمستان و زردآلو….بهارو نرمه جارو

    ترجمه ضرب المثل: آیا در رمستان زردآلو بار می دهد و در بهار هم جارو پیدا می شود؟

    مفهوم و کاربرد ضرب المثل: عبارت اشاره به این دارد که زمستان فصل زردآلو نیست و در بهار هم علف هایی که با آن جاروی محلی درست می کنند یافت نمی شود. یعنی فصل زردآلو زمستان است و فصل بهار برای چیدن علف های جارو. وقتی کسی خواسته ای نابجا دارد که در وقت خدش مطرح نشده است این ضرب المثل را به کار می برند که یعنی خواسته ی تو الان جایی ندارد و در موقع نامناسب بیان شده است.

    توضیح: 
    در این بیت با استعاره از برتری گندم به جو، اشاره شده است که با لباس نو نمی شود بزرگی حاصل کرد و لباس کهنه ای که برای خودت باشد از لباس نویی که متعلق به دیگران باشد بهتر است. این ضرب المثل یا بیت محلی کنایه از قناعت و عرت نفس داشتن است و اینکه انسان با آنچه خود دارد بسازد بهتر است تا اینکه با متعلقات دیگران فخر بفروشد یا صاحب بزرگی شود.

    *

    لهجه مجنی

    یروز بشیم شهرداری واسه کارایه خان م . واپورسیم واسه کار عوارض کدام اتاق پیش کی بروم ؟ بهم گوتن برو واحد مالی . بشییم اونجه  پیداش هاکردوم یدییام تحویلام بگتو  بهم گت بورو این فیشه بانک واریزهاکن بعد بیا اینجه به ما تحویل هادن. فیشه که بهم هادا بدیوم خیلی بنوشته واپرسیام چوکا انقد زیاد بنوشتی ؟ بگوت : این عوارضت ما سالای پیشتم هسته .نیام دیی دریزی زیادهابیه.حالا هنتانی بوری با شهردارام صوبت بوکنی .منوم بشیام پیش شهردار بدییام شه پشت میزش هوشسته ، بهش سلام هاکردام ، جواب بداو واسم وخست ،گوتام : این فیشام چقد زیاد هابیه ؟ فیشمه وگت نوگاه که هاکرد بهم گوت: مال سالای پیشتام هسته ، نیامی دریزی انقد زیاد هابیه. من گوتام :واسم خیلی زیاده ، من یه کشاورز ساده اوم  ،انقد درامدی نداروم ، ننتانی کم شاکنی ؟ شهردار گوت : کمش که نمباشه هاکنی ، ولی واست هنتانام قسط دوندام . گوتام باشه همینام خوبه ، بسم بنوشتو بشیام ……

    بیت با زبان مجنی:
    مسلمانان که گندم جو نمیشه/بزرگی از قبای نو نمیشه
    از کانه بپوش که نو گرانه/کانه ی خودت به از نوی دیگرانه
    ترجمه:
    مسلمانان که گندم جو نمی شود/ بزرگی از قبای نو نمی شود
    از کهنه بپوش که نو گران است/ کهنه ی خودت به از نوی دیگران است

    کُندوک

    کُندوک(اوی کشیده):

    کُندوک، وسیله ای با کارکرد کتری که سر باغ و صحرا برای جوش

    آوردن آب و دم کردن چای به کار می رود و چای آتیشی در آن بسیار خوشمزه و عطرآگین است.

     

    کماجدان گذاشتن

    یک هنر آشپزی که بین قدیم ها رایج بود و شاید همین اواخر هم که تنورهای گلی برپا بود مورد استفاده قرار می گرفت کُماجدان پلو یا در اصطلاح مجنی اش “کماجدان دنّاین” بوده است. 

    این روش که در صحرا و سر زمین هم رایج بود بیشتر در روزهایی که تنور آتش می شد و نان می پختند به کار گرفته می شد؛ به این شرح که در کماجدانی (قابلمه) ای به اندازه ی لازم برنج، نمک، گوشت (ترجیحا گوشت خشک) و آب ریخته و در کماجدان را کاملا بسته و فیکس کرده و در وسط تنور که پر از خاکستر و زغال داغ بود می گذاشتند و روی آن را هم با ذغال می پوشاندند و مدتی اجازه می دادند تا غذا بپزد و سپس آن را بیرون آورده و صرف می کردند. 

    به این روش گذاشتن کماجدان با محتوایش در زیر ذغال های گداخته ” کماجدان گذاشتن” می گفتند که بسیار هم غذای خوشمزه و لذیذی استخراج می شده است. 

     

     

     

    مرداد94.درخانیو.کته آتیشی